من عاشق سینمای نوآر هستم و دوست داشتم این نقش را بازی کنم.
دقیقا منتظرش بودم و به آن فکر میکردم؛ چند سال است برای بازی کردن در چنین نقشی منتظرم. همیشه آدم به چیزی که فکر میکند، میرسد.
کاراکترها در این سریال هر کدام جذابیتهای خودشان را دارند. هر کدام به صورت مستقل جذاب هستند و بیننده را میتوانند با خودشان همراه کنند.
من هم همه سریال را ندیدهام که بتوانم کاراکتر مورد علاقهام را نام ببرم اما تا اینجا گروچف. (میخندد)
یک سکانس هست که فکر کنم در قسمت چهارم خواهیم دید. بازی در کنار بهرام افشاری است.
سکانس رولت روسی. خیلی سکانس جذابی شده. در سینمای ایران تا به حال مشابهش را نداشتیم.
من دوست دارم تیتراژ کاری را که در آن بازی میکنم، نخوانم. اینجا هم همینطور است.
فرزاد تیتراژ را خوانده. فکر میکنم اینطوری درستتر است.
ولی خب مدلی هم بوده که در کاری هم بازی کرده باشم و هم تیتراژ را خواندهام.
به هر حال ۲۰ سال است که کار میکنم و همه شکلش را تجربه کردهام.
اما مدل درستتر همینی است که در سریال میدان سرخ رخ داد.
یزدانی در مورد دلتنگیاش برای کنسرت هم گفت: این دوسالی که به خاطر کرونا نتوانستهام روی استیج بروم، دارم دق میکنم.
واقعا دارم دق میکنم. چندروز پیش داشتم یکی از کنسرتهایم را نگاه میکردم دیدم بیاختیار گریه میکنم. خیلی حالم بد شد. شما نمیدانید.
انرژی که روی استیج از مردم میگیری در هیچ فیلمی، در هیچ سینمایی، در هیچ کجای جهان نمیگیری.
یعنی آن لحظهای که وارد استیج میشوی و ۳ هزار نفر برایت فریاد میکشند و آن حجم از انرژی سمتت میآید، آن لحظهها اصلا جزو عمرت محاسبه نمیشود.
انتهای پیام/